ترجمهء شش را دروب سایتم مرور فرمایید.
ترجمهء 5
علل درد
پادشاه مقتدری ازدرد کمر شکایت داشت. وازپدرروحانی که نیروی شفابخش داشت خواست که اوراکمک کند.
پدرروحانی گفت: "خداوند به شماکمک کند. نخست سعی می کنم که علل مریضی رادریابم. اعتراف به انسان کمک می کند که مشکلات شخص رادرچهره اش ببینیم."
مبلغ شروع کرد که از پاد شاه درمورد زندگیش سئوال کند. وپرسید که با هم نوع خودش چگونه رفتارمی کند. برای غم خواری می خواست به اندازهء کافی همه چیزرابداند. پادشاه ازفکر کردن درمورد مشکلاتش عصبانی شد. روکرد به مردروحانی: "نمی خواهم درآن مورد چیزی بگویم. کسی رابیاورید که من راشفادهد بدون اینکه چیزی بپرسد."
پدرروحانی رفت وبعد ازینم ساعت بامردی دیگری برگشت. وگفت: "این است آن کسی که می خواستید. دوستم پزشک حیوانات است. اوبامریض هایش حرف نمی زند."
ترجمهء۴
ثروتمند وثروتمند تر
درویشی پیری روزی به مهمانی مقتدرترین پادشاه دعوت شد که وقتی رادردرباربا هم سرکنند.
پادشاه روکردبه درویش:"پارسای پیرمن به قناعت تو رشک می برم"
درویش روکرد به پادشاه: "من به ابهت تورشک می برم که؛ به آنچه کمترازمن داری خرسندی"
پادشاه گفت: "منظورت رانمی فهم؟ تمام این سرزمین ازآن من است"
درویش گفت: "درست می فرمایی، رتم اجرام سماوی ازآن من است. دریاها، کوها وتماجهان، ماه وخورشید ازآن من است. چه؛ که من خداوند رادرروحم می پرورانم. برعکس. ابهت توبه قلمروپادشاهیت منحصرمی شود" متن مقابله ای (آلمانی ـ فارسی) رااین جابخوانید.کلیک
چند تابلوی خط پیشکش شما
این جا دیدن فرمایید. اندازهء بزرک سرمشق این این حا
